گذر موقت دنیا
ایستگاه تفریح و شادی
 

 

بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم!!

باشد که نباشیم بدانند که بودیم!!



دوستان عزیز خواهشمندیم تو این وبلاگ از توهین به گروه یا قشر خاصی از جامعه خودداری کنید.فقط برای ایجاد محیطی شاد اینجاییم.کاری به سیاست و دین و ... هم نداریم.ممنون

 

[ دوشنبه هشتم اسفند 1390 ] [ 12:16 ] [ زارعشاهی ]
ا آموزش زبان انگلیسی ! با شعر !...



یه توپ دارم قلقلیه




I have a ball roundy rounded,


It's red ,white and blue.


When I hit it against the ground,


You have no idea how far it goes.


I didn't have this ball.


I did my homeworks well.


My dad gave me an Eid gift.


Gave me a rounded ball!


قدم زنان به ادامه مطلب میریم!!!!



ادامه مطلب
[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 11:27 ] [ زارعشاهی ]

بعضی ها شب ها با موهای عشقشون بازی میکنن که خوابشون ببره

بعضی ها هم مثل من با چراغ قوه ی موبایلشون!!!


تو حموم بودم ، مامان بزرگ : اهای لنگ دراز بیا بیرون ،
بدو بیا بیرون ، بسیج اومده ، اونم چند تا ، اوناها خودم صداشونو شنیــدم ... !
من ؛ :| ای داد بیداد بسیجی چرا ؟! باز من چه غلطی کردم مگه !!!؟ پریدم بیرون ، میگم مامان بزرگ کجان؟ صداشون از کجا میومد؟ تو حیاطن ؟! میگه : ایناها مادر موبایلت رو میزه واست چند تا بسیج اومده:



ایرانسل عزیز:

یا به پدربزرگ و مادربزرگهای ما اس ام اس نده یا اگر میدی لطف کن خودت براشون توضیح بده یعنی چی.



این مغز آدم هم عجیب جونوریه!
یادش می‌مونه که یه چیزی یادش رفته!
اما یادش نمی‌مونه که چی یادش رفته نعلتی!


هيچ چيزي لذت بخش تر از اين نيس كه وقتي خوابيدي بالشتتو برعكس كني و صورتتو بچسبوني به قسمت سردش :))) دلمون به چه چيزايي خوشه،خدايا اين خوشي هارو از ما نگير



بریم ادامه مطلب...



ادامه مطلب
[ یکشنبه هشتم بهمن 1391 ] [ 8:17 ] [ زارعشاهی ]


نحوه ی جستجوی پسرا تو گوگل: نرم افزار پارتیشن بندی.

نحوه جستجوی دخترا تو گوگل: چطوری هاردمو به چند تا درایو تقسیم کنم؟

الان سه تا درایو دارم. میخوام بشه ۶ تا


امروز تو مترو بودم داشتم عکسای گوشیمو میدیدم رفتم رو عکس بعدی یارو میگه

بزن عکس قبلیو من کامل ندیدم....!!!حریم خصوصی در حد ِ پشم ِ شتر های آفریقا .



دختره به دوست پسرش میگه : میخوای جایی که آمپول زدم بهت نشون بدم ؟؟!!

پسره با خوشحالی میگه آره! دختره میگه : ساخنمان روبرویی طبقه چهارم



پشه‌ی بیشعور!
حداقل می‌خوای نیش بزنی یه جایی رو نیش بزن که ما بتونیم بخارونیم!!
آخه بین دو تا انگشت کوچیکای پا، جای نیش زدنه؟
خو ب عوضی عنتر! اصن اونجا خونی داره که میری نیش میزنی؟!!!


ادامه مطلب یادت نره


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 ] [ 21:40 ] [ زارعشاهی ]

اگه تونستی یه جنس مخالف بین اینا پیدا کن

♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♀♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♀♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♀♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♀♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♀♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♀♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♀♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♀♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂
♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂♂




پیدا شد؟



[ دوشنبه چهارم دی 1391 ] [ 11:29 ] [ زارعشاهی ]


دانشگاه بودم دوتا دختر ترم اولی جلوم بودن؛اولی به دومی گفت:وای یادم رفت از استاد بپرسم؛درسش دفتر چن برگ میخواد?


این پسرهایی هستن که ابرو برمیدارند...
ناخن بلند میزارند...
موهاشونو مش می کنند...
گوشواره هم میندازند...

اینا حامله هم میشن..؟


به دوست دختر 3 الی 4 روزه نیازمندیم........

.سیم کارتم رو شارژ شگفت انگیز کردم مهلتش داره تموم میشه

واجدین شرایط اعلام کنن قرعه کشی میشه



قدم زنان به ادامه مطلب میریم!!


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و پنجم آذر 1391 ] [ 16:24 ] [ زارعشاهی ]

يه سوالي دارم!
به کسيکه خيلي کارهاي کمدي ميکنه،معمولا ميگن کمدين.
حالا سوال اينجاست به کسيکه خیلي سوتي ميده چي ميگن؟


اگه بدونید چنگیزخان با سوزوندنه کتابای علمی چقد از بار درسهایی که قرار بوده بخونیم کم کرده هر شب جمعه واسش فاتحه میخونید



پسر عموم با یه دختره دوس شده بود فک کنم اولین بارش بود؛ میخواستن برن کافی شاپ؛ بهم اس داد گفت چی بخوریم که هم باکلاس باشه هم ارزون؛ من فینگلیش اس دادم moz bastani (موز بستنی) بخور؛ رفته بود هرکافی شاپی پرسیده بود بهش خندیدن گفتن نداریم؛آخرش فهمیدم میگفته موز باستانی دارین؟
یعنی اینا لکه ننگ فامیلنا


اگه یه روز تو مشهد مقدس جام جهانی والیبال ساحلی زنان با مایو دو تیکه برگزار شد فک نکن انقلاب شده !
.
.
.
.
....
.
.
.
.
.
.
.بدون تو اسگل شدی چون مشهد اصن ساحل نداره !!




بریم ادامه مطلب



ادامه مطلب
[ چهارشنبه پانزدهم آذر 1391 ] [ 10:32 ] [ زارعشاهی ]

چطوری یک زرافه را در یخچال بگذاریم؟

.

.
.

.

.

ابتدا در یخچال را باز میکنیم.سپس زرافه را در یخچال میگذاریم و در را میبندیم.

۲-چطور یک فیل را در یخچال بگذاریم؟(یه کم فکر کن )

.

.


.

.

.

نه اشتباه گفتی .اول در یخچال رو باز میکنیم زرافه رو میزاریم بیرون سپس فیل را داخل یخچال میگذاریم.

۳-چگونه فیل را داخل ماشین بگذاریم؟

.

.

.

.


.

فیل را از یخچال بیرون بیرون می آوریم و در ماشین میگذاریم.

۴-شیر شاه یک جلسه میزاره همه ی حیوونها رو دعوت میکنه . همه میان به جز یه نفر.اگه گفتی کیه؟

.

.
.

.

.

.

.

.

.

.

فیل. چون هنوز تو ماشینه

۵-چند نفر میخوان از یه رودخانه پر از تمساح شناکنان برند اون طرف.اونها به سلامت میرند اون طرف.اگه گفتی چرا تمساحها نخوردنشون؟

.

.

.

.

.

.

.

.

چون تمساحها رفته بودند جلسه ی شیر شاه.

۶-اگه گفتی به یه کرم سبز که سنگ میخوره چی میگن؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

کرم سبز سنگ خوار

۷-یه نفر تو سرش یه چیز سبز میبینه که سنگ می خوره شبیه کرم هم بوده.اگه گفتی چی بوده؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.
.

.

.

نه کرم سبز سنگ خوار نبوده چون کرم سبز سنگ خوار رفته جلسه شیر شاه.اون مرد خیالاتی شده.

۸-جلسه شیر شاه تموم شد.ولی همه حیوونها یه جا جمع شدند میدونی چه اتفاقی افتاده؟

.

.

.

.

.

.
.

.

.

.

.

.

.

فیله که سوار ماشین شده بود تصادف کرد و مرد. حیوونها براش ختم گرفتند

خدا اموات شما رو هم بیامرزه. برای شادی روح اون فیل

مَنْ قَرَاءَ فاتِحَة مَعَ الصّلَواتْ
[ سه شنبه هفتم آذر 1391 ] [ 13:42 ] [ زارعشاهی ]
یه پسر بچه کلاس اولی به معلمش میگه :
خانوم معلم من باید برم کلاس سوم

معلمش با تعجب میپرسه برای چی؟
میگه :
- آخه خواهر من کلاس سومه اما من از اون بیشتر میدونم و باهوش ترم

توی زنگ تفریح معلمه به مدیر مدرسه موضوع رو میگه اونم خوشش میاد میگه بچه رو بیار تو دفتر من چند تا تست ازش بگیریم ببینیم حرف حسابش چیه !

معلمه زنگ بعد پسره رو میبره تو دفتر بعد خانوم مدیره شروع میکنه به سوال کردن

خب پسرم بگو ببینم سه سه تا چند تا میشه اونم میگه :
- نه تا
دوباره میپرسه نه هشت تا چند تا میشه اونم میگه :
- هفتادو دو تا

هی همینجوری سوال میکنه و پسره همه رو جواب میده دیگه کف میکنه به معلمش میگه به نظر من این میتونه بره کلاس سوم

خانوم معلم هم میگه بزار حالا من چند تا سوال ازش بپرسم ،

میگه پسرم اون چیه که گاو چهار تا داره اما من دو تا دارم ؟
مدیره ابروهاشو بالا میندازه که پسره جواب میده :
- پا
دوباره خانوم معلمه میپرسه :
پسرم اون چیه که تو توی شلوارت داری اما من تو شلوارم ندارم
مدیره دهنش از تعجب باز میشه که پسره جواب میده :
- جیب
دوباره خانوم معلمه سوال میکنه :
اون چه کاریه که مردها ایستاده انجام میدن اما زن ها نشسته و سگ ها روی سه پا
تا مدیره بیاد حرف بیاره وسط پسره جواب میده :
- دست دادن


دیگه مدیره طاقت نمیاره میگه بسه دیگه این بچه رو بزارید کلاس پنجم
من خودم همه سوالهای شما رو غلط جواب دادم!
[ سه شنبه هفتم آذر 1391 ] [ 13:28 ] [ زارعشاهی ]
تو آدم بیکاری هستی در صورتیکه :

1.عضو فیس بوک باشی!!!
 2.موبایل داشته باشی!
 4-وقتتو واسه خوندن این مطلب تلف میکنی!
 5- نفهمیدی تو این مطلب شماره 3 وجود نداره؟!!!!!!
 7-الان چک کردی ببینی که شماره 3 هست یا نه؟!!!!
 8- شماره 6 کجاست؟!!
 9-حالا لبخند می زنی!!!
 10- شماره 1 کجاست؟ . .
 ۱۱-هه هه هه رفتی چک کنی ببینی شماره 1 هست؟ . .
 حالا خداییش فکر می کنی آدم بیکـــــــاری نیستی؟؟؟


ادامه مطلب...


ادامه مطلب
[ جمعه سوم آذر 1391 ] [ 14:52 ] [ زارعشاهی ]
شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما...شما
شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما...شما
شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما...شما
شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما...شما
شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما...شما
...
شما خیلی تنبل هستین چون همه ی "شما"های بالا رو نخوندین و
حتماً متوجه نشدین که یکی

از اونا"سما" هست !...
.
.
الان دارین سعی می کنین که"سما" رو پیدا کنین ...!!
و از اینکه اونو پیدا نکردین نا امید شدین :-))
الانم دارین فحش میدین

[ جمعه بیست و یکم مهر 1391 ] [ 13:24 ] [ زارعشاهی ]

داستان غم انگیز زوج چینی


נכנסתי וגילתי שבאתר הזה מקבלים גמול על כל צפייה בפרסומות. נשלחות אלינו מדי יום פרסומות למייל (2-5 בערך) ועל כל לחיצה וצפייה בפרסומת במשך 30 שניות אנחנו מקבלים כסף שנצבר בחשבון שלנו. כשמגיעים ל-150 ש"ח אפשר למשוך את הכסף מהחשבון!
אני כבר הגעתי ומשכתי 150 שקל מהחשבון ובגלל שראיתי והבנתי שהאתר הזה אמין אני ממשיכה לצפות בפרסומות ולצבור כסף..
נכנסתי וגילתי שבאתר הזה מקבלים גמול על כל צפייה בפרסומות. נשלחות אלינו מדי יום פרסומות למייל (2-5 בערך) ועל כל לחיצה וצפייה בפרסומת במשך 30 שניות אנחנו מקבלים כסף שנצבר בחשבון שלנו. כשמגיעים ל-150 ש"ח אפשר למשוך את הכסף מהחשבון!
אני כבר הגעתי ומשכתי 150 שקל מהחשבון ובגלל שראיתי והבנתי שהאתר הזה אמין אני ממשיכה לצפות בפרסומות ולצבור כסף.


من خیلی ناراحت شدم.مخصوصا اونجاش که میگه:


.
נכנסתי וגילתי שבאתר הזה מקבלים גמול על כל צפייה בפרסומות. נשלחות אלינו מדי יום פרסומות למייל (2-5 בערך) ועל כל לחיצה וצפייה בפרסומת במשך 30 שניות אנחנו מקבלים כסף שנצבר בחשבון שלנו. כשמגיעים ל-150 ש"ח אפשר למשוך את הכסף מהחשבון!
אני כבר הגעתי ומשכתי 150 שקל מהחשבון ובגלל שראיתי והבנתי שהאתר הזה אמין אני ממשיכה לצפות בפרסומות ולצבור כסף.


نظر شما درمورد این داستان چیه؟


[ چهارشنبه نوزدهم مهر 1391 ] [ 0:21 ] [ زارعشاهی ]


سلام دوستان
لطفا برای مطالعه این چند خط 10دقیقه وقت بگذارید
دامهای شیطان رجیم:
شیطان از جنس جن است و از آتش خلق شده است و قبل از اینکه از بهشت رانده شود,خدا را بسیار عبادت میکرد.به همین دلیل عزازیل نام گرفت.حضرت علی (ع)فرمودند:شیطان 70هزار سال خدار را عبادت کرد و فقط یکی از نمازهای 2رکعتی او 4هزار سال طول کشید.وقتی خدا انسان را از خاک افرید و در ان روح دمید به تمام فرشتگان دستور داد که به ادم سجده کنند.وهمه سجده کردند به جز ابلیس.شیطان به خدا گفت من 70هزار سال تو را عبادت کردم و خودت فرموده ای هرکسی مرا عبادت کند عبادتش بی نتیجه نمیماند و عوضش را به او میدهم.
خداوند فرمود:هرچی در دنیا بخواهی به تو عطا میکنم.
شیطان گفت:
اول اینکه اجازه بدهی تا قیامت زنده بمانم
دوم اینکه درمقابل هریک از فرزندان ادم دو فرزند به من بدهی تا برای هر نفر دو نفر را مسلط کنم که به گمراهی بکشانند.
سوم اینکه میخواهم مرا در بدن اولاد آدم همچون خون جریان دهی که از هرجای بدن بتوانم او را به معصیت بکشانم
چهارم اینکه میخواهم اولاد ادم مارا نبیند ولی ما انها را ببینیم
پنجم اینکه به من قدرتی بدهی که به هر شکلی که میخواهم درآیم و به هرکجا که میخواهم بروم
ششم اینکه میخواهم تا دم مرگ کنار آدمیزاد باشم.یعنی تا زمانی ملک الموت برای قبض روح ادمی میاید شیطان هم حاضر باشد تا انسان را وسوسه کند
امام باقر (ع) میفرمایند : وقتی انسان در حال جان کندن است خیلی تشنه میشود.ودر ان هنگام شیطان با یک لیوان اب میاید و میوید اگر به من ایمان بیاوری و کافر شوی این اب را به تو میدهم.وقتی ناامید میشود اب را میریزد و میگوید من از تو بیزارم و میرود
هفتم اینکه از تو میخواهم مرا بر سینه ادم مسلط کنی
خداوند در پایان میفرماید تمام خواسته های تو را قبول کردمولی هرکس تو را اطاعت کند به همراه تو به جهنم میاید.شیطان گفت:به عزت و جلالت قسم که همه انسانها را گمراه میکنم.مگر عده خیلی کمی که بنده خاص تو هستن.سپس گفت:حالا که مرا بیرون میکنی جایی برای من معین کن.غذایی به من بده.آبی به من بده .برای من کتابی قرار بده.حدیثی برایم قرار بده.وسیله شکاری برایم معرفی کن.خداوند فرمود: تو را درحمام ها و مرداب ها و جاهایی که محل رفت و آمد مردم هست قرار میدهم.سر سفره ای که اسم من برده نشود بنشین و با کسایی که مثل حیوون گرسنه هستن غذا بخور.آب تو شراب و هرچیز مست کننده دیگر است.کتابت وشم(کتاب سحر و جادو)میباشد.حدیثت دروغ و وسیله شکارت زنان میباشند.روزی حضرت حمد(ص)شیطان را در مسجدالحرام دید.پیش او رفت.به شیطان گفت ای ملعون چرا ناراحتی؟شیطان گفت چون من این همه تلاش میکنم و مردم را گمراه میکنم.ولی تو در قیامت انها را شفاعت میکنی و زحمتهای مرا به باد میدهی.به همین خاطر با تو دشمنم.حضرت فرمود : از امتم چرا ناراحتی؟
شیطان گفت امت تو خصوصیاتی دارند که دیگران ندارند:
1-وقتی به هم میرسند سلام میکنند که سلام از نامهای خداند است و من از این نام میترسم
2-وقتی همدیر را میبینند به یکدیگر دست میدهندو تا دستهایشان از هم بیرون نیامده گناهانشان بخشیده میشود
3-وقتی میخواهند غذا بخورند بسم الله میگویند و من دیگر نمیتوانم چیزی بخورم و گرسنه میمانم.
4-بعد از خوردن غذا الحمد الله میگویند
5-وقتی اسم تو میاید بلند صلوات میفرستندوآنقدر ثوابش زیاد است که من فرار میکنم
6-قبل از انجام هرکاری انشاالله میویند و من دیگر نمیتوانم درآن کار دخالت کنم
7-صدقه میدهند.که این کار هم گناهانشان را میریزد و هم هفتاد بلا را از آنها دور میکند
8-آنان که قران میخوانند و درخانه ای که قران خوانده میشود دیگر جایی برای من نیست.چون درآن خانه فرشتگان رفت و امد میکنند
9-مرا زیاد لعنت میکنند. با هر لعنت زخمی بر بدن من می افتد
10-بعد از گناه سریع توبه میکنندو زحمات من به هدر میرود
11-بعد از عطسه کردن الحمد الله میگویند
وقتی انسان نماز میخواند شیطان از او دور میشمد.مخصوصا اگر سجده اش طولانی باشد.
امام صادق(ع)فرمودند:هرکس نماز نخواند از شیطان پست تر است.چون شیطان بر ادم سجدخ نکرد.ولی انسان اگر نماز نخواند خدا را سجده نکرده است

التماس دعا


امیدوارم خوشتان امده باشد

 
 
[ سه شنبه چهارم مهر 1391 ] [ 15:7 ] [ زارعشاهی ]

 

 بازم مطلب جالب

داداشم داشت نماز ميخوند ،
منم داشتم اهنگ گوش ميدادم ،
ديدم وسط نماز بلند گفت "الله اكبر" فكر كردم شايد صداي موزيك زياده ، يكم كمش كردم ،
يك دقيقه بعد دوباره گفت "الله اكبر" فكر كردم شايد بازم حواسشو پرت ميكنه ،
كلاً موزيك و قطع كردم ،
نمازش كه تموم شد، ميگم چرا اينقدر "الله اكبر" ميگي،؟ ميگه منظورم اينه از اين آهنگ خوشم نمياد ، بزن تِراكِ بعدى!:)))))

 ---------------------------------------------------------

خـــــدا جـــــون ..... ا اگــــه صــــلاح ميــــــدوني ؛ ايـــــن درحکمـــتت رو يکَــــم ببنــــد ، اون در رحمــــتتو بــاز کــــن .... متشــــکـــــرم ... !!!

بریم ادامه مطلب.

 


ادامه مطلب
[ جمعه نهم تیر 1391 ] [ 10:41 ] [ زارعشاهی ]
 

                   عشق را شما چگونه تفسير مي كنيد؟


Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

ادامه مطلب داریما..

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه هفتم تیر 1391 ] [ 0:19 ] [ زارعشاهی ]
 

     من میرم ولی باز تو بدون ...


فکر کنم آخرین شعرم باشه:

باور نخواهی کرد در این ظهر پر اندوه

در روزی از روزهای خلوت ابرکوه 

نازت مرا در شهر راه انداخته باشد

مثل رودی ,جوی ابی که سرازیر شده از کوه

شاید به جای شعر باید غزل خدافظی بنویسم

شاید از این معقول تر باشد ولی غم کو؟

شاید ولی بایدنوشت و گفت و خالی کرد

این بغض را که گریه خواهد شد با هر اندوه

یک روز پیدا کردمت روزی که گم بودی

رفتی ولی نه,مانده بودی در رگم پر سو



 این وبلاگ همچنان ادامه دارد.....

 

[ سه شنبه ششم تیر 1391 ] [ 15:33 ] [ زارعشاهی ]

کم کم داریم به روزهای پایانی ترم نزدیک میشیم

دیگه کم کم داریم رفع زحمت میکنیم.دوستان عزیز لطف کنید  یه جمله برای یادگاری بنویسید.اگه گله یا شکایتی هم از ما دارید بنویسید

(هرچه میخواهد دل تنگت بگو)


[ سه شنبه ششم تیر 1391 ] [ 15:32 ] [ زارعشاهی ]
 

 سخنانی آموزنده و در عین حال جالب

(به قول یزدیا گفگای خشوک)!!!!!!!!!!!!!

 بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم :

بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن

بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که  اندازه دوست داشتنمون

 تغییر کنه

کاش هنوزم همه رو   به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم

بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت

بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم

بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم

بزرگ که شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه

بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود

بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه

بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم

بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر میگردیم به بچگی

بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند

بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم... هیچ کس
نمی فهمد

بریم ادامه مطلب؟؟؟؟؟

 

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه پنجم تیر 1391 ] [ 13:55 ] [ زارعشاهی ]

 

اطلاعیه

معرفی شهر خودتون

دوستان عزیزی که میخوان بچه های دیگه با شهرشون بیشتر آشنا بشن میتونند

تو قسمت نظرات شهر خودشون رو به طور خلاصه و مفید معرفی کنند.شاید برای دیگرون جالب باشه.باتشکر

درضمن عکس شهرتون رو میتونین برامون بفرستید تا به نمایش بذاریم

شهر من...

اول از شهر خودمون میبد شروع میکنم

            نارین قلعه:                                                  سفره سرای شاه عباسی:

                    

          قلعه مهرجرد:                                             بافت قدیمی شهر:

                     

 

منتظر شهر شما هستیم 

 

[ یکشنبه چهارم تیر 1391 ] [ 12:30 ] [ زارعشاهی ]

 

گروه ادبیات بوفه برای آخرین بار تقدیم میکند  

فکر کنم اولین شعرم بود:  

  

      بیا مادر بکن شیرت حلالم     

ابرکوه میروم شاید نیایم

    ابرکوه آمدم تا درس بخوانم    

   میخوام دکتر بشم من میتوانم

  بیارم مدرک تحصیلی ام را

     گواهی نامه و پی اچ دی ام را

      ولی این شهر گنجایش ندارد  

    ابزار آلات آموزش ندارد

       ابرکوه آمدم بهر دانشگاه   

     میخواهم درس بخوانم گاه و بی گاه

            پدر باید ببیند دکترایم        

      میخواهد هدیه ای گیرد برایم

      مثال آن هدیه که دوسال پیش  

   برای من گرفتید دو سه جفت میش

     شما به این میگین هدیه کنکور؟

   میخواستی درس بخونی چشمت کور

 چه گویم نقشه هایم بی هدف

تمام شادی من ساز و دف بود

 نمیشد که همیشه درس بخونم

 همش توی کتابخونه بمونم

ولی حالا میخوام جبران

خرید هدیه رو آسان نمایم

بهت قول میدهم درسخون شوم من

  اگرچه زین دلیل دلخون شوم من

گرچه نمیشوم شاگرد اول

 ولیکن میشوم بهتر ز اول

چه گویم از مسئولین دانشگاه

 که بینیم آنها را گاه وبی گاه

به رییس گفتم از احوال خوابگاه

  بگفت پیگیر کنم من عرض یک ماه

.....را خواستمش بهر دوتا لیست

  میگفت دانشجوی بهمن آدم نیست

به ....گفتم از سرعت  

بهم گفت که میخواهی کنی چت؟

به فرهنگی گفتم از مراسم 

 بگفتا میکنم همکاری لازم

به آموزش گفتم کار آموزی

 بگفت بهتر از این چه می آموزی

اوضاع بقیه را به که نگویم

  آخه چیزی ندارم که بگویم

اسم خود را گذاشته اند مسئول

کارشون جلسه از بر پول

دانشگامون خیلی شور و شیداست

 همه مدل دانشجو توش پیداست

بچه های اتاق عمل را ندیدی؟

 بی حسی میزنن عضلانی وریدی

مهندسین بهداشت را چه گویم

 به دنبال تمیزی هستند هردم

غیورمردان فوریت را چه گویم

  که ماهرتر از آنان من نجویم

یس است دیگر زحمت کم

نمایم شاید دیگر ابرکوه نیایم

شماها از من کشیدین خیلی رنج

   برا همین تمدن شدم پنج(4-5)

دانشجویان دیگر حرفی ندارم

 نظرات رو به شما میسپارم

 

خلاص شد

 

[ پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391 ] [ 0:30 ] [ زارعشاهی ]

 

آیا میدانید؟

 

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .

لطفا به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391 ] [ 10:43 ] [ زارعشاهی ]

 
با سلام
 
این مطالب خش رو برای رفع خستگی ناشی از درس برای شما دوستان گذاشتیم امیدواریم خوشتان بیاید                                                                  
(همش یجا نخون خلاص مشه)!!!!!!!
 
-------------------------------------------------------------------------------------------
 
موز خریدم، شد دونه ای 700تومن!

اگه وزن پوستش رو ضربدر700 تومن کنیم و تقسیم بر وزن کل موز کنیم، قیمت پوستش

میشه 275 تومن!.
...

.
.هیچی دیگه ، پوستش رو هم خوردم.... :))))
 ---------------------------------------------------------------------------------
 
 
Aidjwp qmgdatg rdmg rmhda , hmpa gmpam tdgatm mpdawg gwpa amgd adg . . .

جمله بالا چيست ؟
.
.
...
... .
از سخنان گوهر بار دكتر علي شريعتي كه متاسفانه قبل گفتن فراموش کردن دکمه Alt+ Shift
فشار بدن و جمله ناشناخته باقی موند
  ---------------------------------------------------------------------------------

 

 لطفا به ادامه مطلب بروید
 
 

ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391 ] [ 9:0 ] [ زارعشاهی ]
 

                   گروه دقت بوفه یه چیزایی میخاد بگه!!!!!!

دقت کردین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دقت کردین هیچی مثل خوابیدن رو جزوه کیف نمیده حتی خوابیدن رو تخت نرم!!!

دقت کردین شب امتحان حتی پرزهای موکت هم جذاب میشن دوست داری ساعتها بشینی نگاشون کنی.

دقت کردین چند ساعت تو اتاق درس بخونی هیچکی نمیاد بگه خسته نباشی. تا موبایلتو بر میداری ببینی کی اس داده بابات میاد میگه :خسته نباشی!!!!

دقت کردین مغز انسان فعالترین عضو بدنه که 24 ساعت هر365 روز سال خوب کار میکنه الا سر جلسه امتحان...

 

دقت کردین اگه تو امتحان به دوستتون که هیچی نخونده کل سوالها رو برسونی و برگه هاتون با هم مو نزنه نمره ی اون بیشتر میش.

متوجه شدین اگه یک صفحه از جزوتونو نخونده باشید همیشه یک سوال کپل از همون صفحه تو امتحان هست...

دخترا بعدازدادن امتحان:واي چه قد سخت بودسوال 5 رو نوشتي?راستي اون جاخالي چي ميشد?

پسرابعدامتحان:بچه ها زودباشين بريم الان دخترا تعطيل ميشن

دقت کردین که بوفه داری ما هم تموم شد؟!!!!!!!! (اینو خودم اضافه کردم)

 

[ شنبه بیستم خرداد 1391 ] [ 0:20 ] [ زارعشاهی ]
 

مذاکره ی دیشب بچه های اف بی به علت ندیدن آرم پپسی واقعا بد جور ملت سر کار بودن:

-----------------------------------------------------------------------------------

 دردو بلاي زم زم بخوره تو سرت پپسی

كثافت دروغگو

------------------------------------------------------------

مدیر عامل زمزم به مدیر عامل پپسی اعلام کرد بیلاخ

----------------------------------------------------------------------

عربستان و عراق پپسی رو تو ماه دیدن اما توی ایران یوم الشک اعلام شد !

----------------------------------------------------------------------


آرم پپسی رو ندیدید خودتون رو اصلا از تک و تا نندازید!

حتما انداختن رو اونور ماه!

-------------------------------------------------------


من که میدونم الان لوگوی پپسی رو انداختن رو ماه ولی تو ایران ماه فیلتره ما نمیتونیم ببینیم

 

[ چهارشنبه هفدهم خرداد 1391 ] [ 9:44 ] [ زارعشاهی ]

 

فرا رسیدن سالروز ولادت حضرت علی(ع) و روز پدر بر دوستان عزیز مبارک باد

ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است

جان من، جانان من، روح و روان من علی است

تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی

شکر لله حاصل عمر گران من علی است .

 

 

روزی پدر دستش رو روی شونه پسرش گذاشت و گفت: تو قوی تری یا من؟

پسر گفت: من

پدر با دلشکستگی دوباره پرسید:تو قویتری یا من؟
پسر گفت:من
پدر با دلی گرفته و به یاد همه زحمتهایی که کشیده بود دستشو برداشتو دو قدم دورتر رفت و باز پرسید:تو قویتری یا من؟
پسر گفت: شما
 پدر گفت:چرا نظرت عوض شد؟
پسر گفت:وقتی دستت رو شونه ام بود فکر میکردم دنیا پشتمه......
 

 

 

بابا جون ، میدونم خیلی عذابت میدم ولی جوونیه و هزار جور شیطنت ، شما به بزرگیه خودت ببخش و بدون که از تموم وجودم دوستت دارم .

 روز پدر مبارک

 

[ پنجشنبه یازدهم خرداد 1391 ] [ 19:10 ] [ زارعشاهی ]

 

این مطلب رو یکی از دوستامون برامون فرستاده. برا من جالب بود.

 

چهارزانو میشینم و چشمامو میبندم .میرم توی فکر.مثل ای کی یوستان.میرم به کودکی.دلتنگی هامو ؛ خاطره هامو ورق میزنم....

یادش بخیر...

دلم برای معصومیت کزت تنگ شده ؛برای اون چهره غمگین حنا پشت دوک نخ ریسی ؛برای شجاعتهای پسر شجاع و پیپ پدرش.حتی برای شیطنتهای شیپورچی و دار و دسته اش که اصلا با خباثتهای گرگهای درنده این دوره زمونه قابل قیاس نیست. دیگه تو کوچه و خیابونا  اثری از رد پای از بل و زباستین وجود نداره.روی در و دیوار شهر علامت مخصوص Z(زورو)دیده نمیشه.حتی دیگه از میتی کومان و تسکه و داداش کایکو هم هیچ خبری نیست.راستی نکنه دستمال قدرتش گم شده و تو یکی از جنگا شکست خورده باشه؟!هنوز وقتی دریا میرم دلم یه چراغ جادو به همراه یه غول خوشگل صورتی میخواد.دوست دارم محکم بشینم پشت سرندپیتی و همه دریا رو زیر آبی بریم.

راستی از پلنگ صورتی خبر ندارین؟ این روزا  روی پاگرد پله ها هرچقدر هم منتظر بمونی ،حتی سایه بابالنگ درازو هم نمیتونی ببینی.

مادربزرگه اگه زنده باشه فکر کنم دیگه تنهاست.یا شاید با هاپو کومار.من از همون اول میدونستم هیچ کسی جز هاپو کومار مادربزرگ رو از ته دل دوست نداره.

دلم برای هاکلبری و اون رفیق فابریکش جیمی  حسابی تنگ شده. رفیق هم رفیقای قدیم.هنوزم وقتی یاد غربت گالیور می افتم دلم میگیره.

این روزا دیگه کسی برای رسیدن هاچ به مادرش دعا نمیکنه.

این موقعا،ادم اخمو رو هم میشد دوست داشت.دلم برای کاکروی دوست داشتنی ام تنگ شده.به دلم موند که یه بار تیم سوباسا از رقیب قدرش شکست بخوره.

اون روزا هرچی اسفناج میخوردم، بازوهام مثل بازوهای ملوان زبل قلمبه نمیشد.

راستی هنوز کارهای خارق العاده کارگاه گجت رو هم فراموش نکردم.

و خلاصه اینکه:

چی بودچی بود؟ شیشه شکست   

شیشه نبود ،پس چی شکست؟....آلسون و ولسون قلب منو شکستن......

 

                 

 

 

[ یکشنبه هفتم خرداد 1391 ] [ 20:23 ] [ زارعشاهی ]

 

 گروه مطبوعات بوفه تقدیم میکند!!

مصاحبه با تنها جوجه باقی مانده در خوابگاه ایمان


  سلام  علیکم. سلام علیکم و رحمة الله

  میشه چند لحظه ای وقتتون رو بگیریم؟خواهش میکنم درخدمتم

  خودتون رو برای بچه ها معرفی میکنین؟ من جوجه چوری پور هستم

  شما مدل چند هستین؟(متولد چه سالی)؟ سندم ۹۰خورده ولی ۹۱هستم

  الان داشتین چیکار میکردین؟ با اردکها میخواستیم بریم بیرون از خوابگاه گردش که این زارعشاهی .....با چوب افتاد دنبالمون که از گردش پشیمون شدیم!!

  از این که تو خوابگاه پسرا هستین خوشحالین؟ چیو خوشحالم؟دارم دق میکنم.

  چرا؟ از یه طرف این پسرا هرکاری بخوان سر ما درمیارن .از طرف دیگه هم با رفتن دوستام تنها شدم.دیشب میخواستم خودکشی کنم که جوجه اردک نگذاشت

  متاسفم براتون.منو در غم خودتون شریک بدونین.سلامت باشی

  شما از اول چند تا دوست بودین؟ ۳تا جوجه با ۲تا جوجه اردک

   الان چند نفرین؟ من مانده ام تنهای تنها... من مانده ام تنها میان جوجه اردک

   چی شد که تنها شدی؟ دست رو دلم نذار که خونه.یکی از دوستامو که یه دفعه غیبش زد.فکر کنم توسط عوامل تروریستی دزدیه شد.شنبه بعد از ظهر هم اون یکی رو دیدم که خیلی خوشحال بود ازش قضیه رو پرسیدم گفت قراره امشب با زارعشاهی برم جشن .طفلی نمیدونست که قراره به سفر آخرت بره.از اون روز بود که دیگه تنها شدم(اشک از گوشه چشمان جوجه سرازیر شد)

  الان تنهایی چیکار میکنی؟ کار خاصی ندارم.صبحها از اردکها نگهداری میکنم.عصر هم اونها رو میبرم به شنا.وقتی هم بیکار میشیم با هم یه سری به کارگر هایی که دارن تو زمین بغلی خونه میسازن میزنیم .اونها هم به ما میوه و نون میدن.تو خوابگاه که کسی به فکر ما نیست.

  دوست داری بری پیش دوستانت؟ آره.دلم براشون خیلی تنگ شده.مطمئنم که اونها هم دلشون برای کتکهای زارعشاهی تنگ شده.

  اگه بری که این اردکها تنها میشن.دلت براشون تنگ نمیشه؟ چاره ای ندارم .اگه نرم خودم از تنهایی دق میکنم.

  به دیدنشون میای؟ آره .سعی میکنم هفته ای یه بار بیام به دیدنشون.

  از صاحبت (زارعشاهی) راضی هستی؟ راضی؟میخوام سر به تنش نباشه.خدا بگم چیکارش کنه

  چرا؟ یه نگاهی به من و اردکها بنداز خودت میفهمی.یه جای سالم تو بدنمون نمونده.دیروز منو گرفته انداخته توی تشت آب کنار اردکها میگه تو هم باید شنا کنی .بعدشم با سشوار منو خشک کرده.شبا هم که منو میذارن وسط اتاق با دوستاش  منو اذیت میکنن و بهم میخندن.از غذا هم که خبری نیست.یه بارم که نزدیک بوده با موتورش منو زیر بگیره.مطمئن هستم دوستای من هرکجا باشن بهتر از اینجا هستش.چند روز پیش یه ظرف غذا رو سوراخ کردو به گردن من آویزون کرد. من که میخواستم راه برم زمین میخوردم.هی بهم میخندید یا منو از بالای بوم به پایین میندازه و میگه پرواز کن.

  تنها ارزوت چیه؟ از اینجا فرار کنم و به یه جای امن برم که بدونم زنده میمونم.

 یعنی اینقدر از دست زارعشاهی عصبانی هستی؟ بینهایت ازش بیزارم.هرچی بگم کم گفتم.

  حرف پایانیتون چیه؟. خدایا زارعشاهی رو به راه راست هدایت کن یا منو از اینجا فراری بده. واگرنه خودمو میکشم

  از این که وقتتون رو در اختیار ما گذاشتی ممنون.خواهش میکنم.لطفا صحبتهای منو به گوش مسئولین برسونید.بهشون بگیند که من اینجا دارم دیوونه میشم.

 اینم از ترجمه مصاحبه

 مترجم: چلنگر!!!!

[ شنبه ششم خرداد 1391 ] [ 19:36 ] [ زارعشاهی ]

 

صندلی داغ۲

این بار با حضور آقای ...



خودم


 

[ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ 20:57 ] [ زارعشاهی ]
  •  

گروه نميدونم چيچي بوفه تقديم ميكند!!!!

تست خودشناسي من

اينجانب محمدرضازارعشاهي آدمي.........هستم

از دانشجويان عزيز خواهشمندم كه با نظرات خود قسمت نقطه چين رو كامل كنند تا من خودمو بهتر بشناسم.هرچي ميخواهيد بگيد.ناراحت نميشم.با تشكر

 

[ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ 1:23 ] [ زارعشاهی ]

 

مسابقه شماره ۷

       سوال مسابقه:

اسم پیامبری که بدنش از ساختار شیمیایی تشکیل شده چیست؟

 

قابل توجه عزیزان:

ایندفعه دیگه سرکاری نیست و این پیامبر وجود دارد

جایزه:

یک دستگاه جوجه مدل ۹۱

ویژگی ها:

رنگ نوک مدادی

پاهای اسپورت

دارای چنجر

چشمهای هالوژن

 

 

[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 17:32 ] [ زارعشاهی ]
درباره وبلاگ

سلام دوستان .فقط برای ایجاد محیطی دوستانه وسرگرمی و خوشحالی و گلایه یا حرفای دیگر و در کل ارتباط دوستان با یکدیگراین وبلاگ رو راه اندازی کردیم.امیدواریم که با نظرات خود ما رو یاری کنید.اگه مطلبی دارید به ایمیل mrm.71@mihanmail.ir یا ارسال کنید تا به اسم خودتون ثبت بشه.درضمن این وبلاگ به شخص یا گروه خاصی تعلق ندارد. باتشکر
امکانات وب